صنایع فولادی در ایران

در سال 1927 ، برنامه هایی برای ایجاد کارخانه های ذوب در شمال کشور برای تولید مسیرهای ریلی در داخل کشور تهیه شد. این اقدام در رابطه با پیشروی مجلس (مجلس) برای شروع ساخت راه بود. از بودجه راه آهن 4.5 میلیون تومان برای این منظور اختصاص داده شده است و یک متخصص آلمانی برای انجام امکان سنجی مشغول فعالیت شد.

آهن مناسب در نزدیکی سمنان پیدا شده بود، اما هیچ زغال سنگی وجود نداشت. این کارها به ذغال سنگ سنگین وابسته ، که حدود 100 مایل با آن فاصله داشت، بستگی داشت ، بنابراین باید یک راه آهن ویژه بین معدن و کارخانه ساخته شود.

علاوه بر این ، این بیم نیز وجود داشت که اگر کارها با ظرفیت کامل انجام شود ، سنگ معدن سمنان در مدت پانزده سال از بین می رود.

در نتیجه ، این پروژه در اواخر سال 1928 خاتمه پیدا کرد.

در اوایل سال 1928 ، علیرغم این واقعیت که مطالعه امکان سنجی هزینه ها را دو برابر مبلغی که مجلس اختصاص داده بود تخمین زده بود ، در حالی که شرکت آلمانی Krupp ، یکی از سازندگان اصلی فولاد و تولید کننده اسلحه در جهان تا پایان جنگ جهانی دوم ، حتی هزینه ها را بسیار بالاتر برآورد کرد.

 

اگرچه دولت این پروژه را برای مدتی متوقف کرد ، اما آن را فراموش نکرد. در سال 1938 ، پس از مطالعه و آمادگی فراوان ، بین ایران و یک کنسرسیوم آلمانی (Demag-Krupp) برای ساخت دو کوره انفجار با تولید روزانه 150 تن ، یک کارخانه فولاد ، یک آسیاب نورد و یک سیم به توافق رسید. – کارخانه برداشت ، کارخانه ریخته گری ، آهن آلات فرفورژه ، سنگ شکن های کک ، نیروگاه و برخی صنایع جانبی مانند کارخانه آهک ، گیاه آمونیاک و بنزول و کارخانه تقطیر. این کارها در مدت سه سال و نیم به اتمام رسید و در هنگام کار با ظرفیت کامل ، 1200 کارگر به کار گرفت. قرار بود محوطه اصلی در جنوب تهران در نزدیکی کارخانه های سیمانی قرار بگیرد، اما کرج به دلیل تأمین آب مناسب تر انتخاب شده است. یک نقطه ضعف این بود که منابع زغال سنگ نیروگاه و کوره های انفجار باید از شمشک در حدود 35 مایل مسافت منتقل می شدند.

 

در سال 1939 ، ری شاه سنگ بنای اولیه را بنا نهاد ، و گرچه کار طبق برنامه ریزی پیش رفت ، اما در زمان حمله متفقین به ایران ، هنوز در 1941 کار ناتمام ماند. این رویداد البته به معنای این بود که کل این پروژه به خطر افتاد ، زیرا همه روابط با آلمان قطع شد و این منجر به سقوط این پروژه شد. هنگامی که جنگ جهانی دوم آغاز شد و توسط متفقین به تصرف درآمد ، بخشی از ماشین آلات هنوز در دریا بود ، و بقیه در آلمان باقی مانده و زنگ زدند. ساختمانهای تکمیل شده در کرج خراب شد . همچنین تعداد کمی از ریخته گری های سنتی آهن و کوره های انفجار در مازندران وجود داشت و احداث منطقه جدید برای بوجود آمدن 300 تن آهن در روز در نظر گرفته می شد.

پس از جنگ جهانی دوم ، دولت می خواست کارخانه کرج (مشروط به در دسترس بودن زغال سنگ) را برای تولید ریل ، روکش و ورق های آهنی تکمیل کند. از آن زمان ، “بیش از هر صنعت دیگری در ایران” در مورد صنعت فولاد تصمیم گیری و صحبت وجود دارد ولی کمتر کاری انجام شده است .زیرا دولت همچنان در آرزوی داشتن کارخانه فولاد پایدار بود و یک جریان مداوم از 25 گروه مختلف از مشاوران را استخدام کرد که همه به این نتیجه رسیدند که کارخانه فولاد قابل دوام نیست. اگرچه شرکت Krupp در سال 1952 با تمدید قرارداد خود برای احداث کارخانه موافقت کرد.  بانک جهانی (بانک بین المللی بازسازی و توسعه ، IBRD) از تأمین مالی این پروژه در سال 1959 خودداری کرد. در سال 1961 ، پیشنهادی تهیه شده توسط مهندسان کایزر مستقر در لندن. شرکت برای کارخانه نورد در کرج ، به عنوان اولین مرحله از کارخانه فولاد یکپارچه ، همچنین قادر به تأمین بودجه IBRD نبود. این پروژه پس از آن قفل شد ، اگرچه بودجه در برنامه سوم توسعه اختصاص یافته بود.

 

طرحی برای یک کارخانه ریخته گری خصوصی خوزستان برای پردازش ضایعات وارداتی 35000 تن در سال تصویب شد. این پروژه فقط در سال 1963 تحقق یافت ، هنگامی که توافق بین یک شرکت ایرانی خصوصی و یک شرکت سوئدی برای ساخت کارخانه فلز قراضه حاصل شد. در همین حال ، کارخانه های مهمات ارتش یک ریخته گری پنج تنی و راه آهن دولتی ایران یک کارخانه قوس الکتریکی روزانه 10 تنی به دست آورد.

فهرست